|
Lady 's Of Night : A - Black - H
|
همیشه می گفت عوض شو ..چه ظاهر چه باطن ..
ظاهرت را عوض کن و این کار را بکن و اون کار را نکن ....
باطنت را عوض کن و این کار را بکن و این کار را نکن .....
آخرش هم میگن ما عاشقیم ... شما عاشق ما نشدید ... این خودخواهی و ...هست...کسی که عاشق
هست عشقش را همونجوری که هست قبول داره ...این میشه عاشقی نه ....
هر آدمی توقع داره وقتی عاشق میشه به آرامش نسبی برسه ...
آرامش ؟ کجا ؟ یعنی چی ؟
تو می خوای من شاد باشم ... خوب چرا تو شروع نمی کنی ؟ شادم کن .... بهم شادی بده ... چرا تو باعث
آن نمیشی؟ البته یادم رفت بگم اگه واقعا عاشقی ...
دوست داری حرف بزنم ؟ خوب قدرتش را نداری من را به حرف بکشونی ؟ آخ یادم نبود قلبت نمی خواد ....
من نمی تونم عوض بشم چون کسی تا حالا ازم نخواسته .. اگه کسی بخواد من شاد باشم یا حرف بزنم آن
باید بهم شادی بده . سکوتم را بشکنه ..چرا همه اش سرکوفت ؟ تا کی ؟
خسته شدم ....
نمی بخشم .....
نمی بخشم هر کسی را که باعث شد من حتی برای یک لحظه قلبم پیش
خدا بلرزه ....بشکنه ....
مي گه حتي اگه رفتم، دعام بدرقه ي راته
خبر داري که؟ مثل تو، منم رنگ دلم سبزه
بگو بابا بدون ِمن، چرا دستاش مي لرزه؟
بگو: بابا، ندا گفته، که من اصلاً نترسيدم
دارم مي رم روي ابرا، مثه اون خوابي که ديدم
يادت هست جمعه ي قبلو؟ منم با تو، تو صف بودم
منم با تو، کنار تو، به فکر يک هدف بودم
هنوز من فکر اون رأي ام، همون سبزي که خونين شد
چرا با اون همه پاکي، جواب رأي ما اين شد؟
نشد باشم کنار تو، بجنگم با شب و ظلمت
خدا مي دونه ميخواستم، ولي انگار نبود قسمت
حالا فرياد کن سبزم ، اگه حتي صدا رفته
...مي خوام تو جاي من باشي، ميدوني که؟ ندا رفته
مامان گريه نکن، بسه، بابا، جون ِندا ، باشه؟
شايد با خون من اين شب، يه روزي صبح فردا شه
يه روز با سبز ِآزادي، سر ِخاکم بيا پيشم
...با چشمايي که وا مونده، تا اون روز منتظر مي شم

تن عریان تو مال کسی است که روح عریانت را دوست بدارد....
چه زیبا
مهتاب شبی بود انگار
بی قایق
من
تو
دریا
پر از احساس فردا...
خواب را می مانی؛ تمام قد بودن من. این دستان شکسته تو را می خوانند؛ و تو، انتظار کوچه سار بی تابی.
من
نفس هایم را
به نگاهی
باخته ام.

اموز روز تولدمه ......نوزده خرداد....
اینم کیک تولدمه ...به دلیل علاقه به ساندویچ چیز برگر مادر کیک تولد منم یه ساندویچ بود ...
پارسال کسی تبریک نگفت اما امسال :
کسانی که تبریک گفتن ....اولین نفر عشقققققققققم ( ع.ب)
دومی مامان ...خواهر .... استاد ریاضی ام ....و دیگر استادها .... بابا ....سحر دوستم ....مریم .....و جمعی دیگر از نفس ها ....
اینم گلی که روز تولدم سحر داد( من عاشق گلم ).........( سفیده منم قرمزه سحر)


کاغذها سپید
رویاها سپید
من سپید، تو سپید، شعر سپید.
مداد ها بر آب
سایه ها همرنگ باد
شمع
فریاد
پرواز...

سرآغاز آب بود؛
و خاک و سنگ،
و من.
تا تو آمدی...
آغاز سرآغاز.
- بهانه ای نیست.
یا دلیلی برای هر آنچه نیست -
تا تو آمدی...
من نیز از آب آمدم؛
که سنگ آب شد؛
و خاک من؛
غبار از تن و من از تن.
و من...
آکنده از تو؛
تا تو آمدی.